محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

113

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

سنان پاشا و منصب بيگلربيگى آناطولى به زينل پاشا حاكم سابق ولايت قرامان و حكومت قرامان نيز به خسروبيگ مرحمت گرديد و از شهر خوى فتحنامه‌ها نوشته شده ، به توسط سفراء و مبشّرين به خدمت سلطان مصر و سلطان سليمان نايب السلطنه و خان قريم و ساير امراء ارسال گرديد . [ فتح نامهء شاه سليم براى جنگ چالدران ] چون مطالعه اين فتحنامه‌ها خالى از فايده نيست و مطالب تمامى آنها بر سياق واحد است ، لهذا ترجمهء صورت فتحنامه‌اى كه به تركى نوشته و به خان قريم فرستاده شده است ، مناسب ديده شد كه به لحاظ مطالعه كنندگان فخام رسانيده شود . « 1 » اين است ترجمهء آن : جناب امارت مآب ، ايالت نصاب ، دولت انتساب ، سعادت اكتساب ، مالك ممالك العزّ و الجلال ، سالك مسالك المجد و الاقبال ، الفايز بالقدح المعلّى من قداح الرفعة و العلى ، المحفوف بصنوف لطايف عواطف الملك المنّان ، پدرم منگلى گرايخان - دام علوّه و زاد سموّه - تحيّات وافره و تسليمات متكاثره كه محضا از عنايت پادشاهى و از عين عاطفت شاهنشاهى صادر مىشود ، مطالعه گرديده ، عواطف خسروانه و عوارف ملوكانه ما را در شأن شما شامل احوال و محصل آمال بدانيد . بعده : آنچه به ضمير منير شما انها گرديده مىشود ، اين است كه چون پيش از اينها اردبيل اوغلى نام ملحد ، كفر و الحاد و فتنه و فساد و تعذيب عباد و تخريب بلاد را شعار و دثار كرده بود ، محض اعانت ملهوفين و اغاشت مظلومين و احياى مراسم دين و اقامت ناموس شرع مبين با لشكر بىشمار اسب تازى سوار ، به قصد او متوجه بلاد مشرقيه شده ، در ايامى كه از دريا عبور نموده شد ، حكم شريف فرستاده فرمودم كه چون به تواتر رسيد كه اباحهء فروج محرّمه و اراقهء دماء مكرّمه و تخريب مساجد و معابد و احراق مقابر و مراقد اقدام نموده ، و از اين قبيل افعال شنيعه لا تعدّ و لا تحصى از تو صادر شد ، لهذا مشايخ و علماى اسلام به مقتضاى « من استحلّ ما حرّم اللّه فقد كفر » على رؤس الاشهاد ، حكم به كفر تو كرده ، فتواى به قتل تو دادند ؛ اما از آنكه ، قبل از « سيف » تكليف « اسلام » از حكم شريعت مصطفى عليه السلام است ، به اين جهت اين كتاب را به تو فرستادم كه خبير و آگاه شده ، اگر از صميم دل به اعمال قبيحه و افعال فضيحه‌اى كه مرتكب شده‌اى ندامت نموده و تبديل اخلاق ذميمه داده ، مسلمان سنّى المذهب شوى و آن نواحى و اراضى را كه در زمان سابق ، مستسعد به سعادت تقبيل سمّ ستور لشكر منصور ما شده بود ، معدود از مضافات ممالك محميّه عثمانى نمايى ، به

--> ( 1 ) . متن فتح نامهء تركى شاه سليم به پسرش سليمان را ببينيد در : نوايى ، شاه اسماعيل صفوى ، صص 213 - 215 . چند نمونهء ديگر نيز همانجا آمده است .